على زمانى قمشه اى

478

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

مربوط به گاه‌شمارى كه در ادب فارسى ظهور يافته ، به نوعى ، بيان‌كنندهء موقعيت يا موضوع احكام نجومى و رسانندهء معنايى فراتر از مفاهيم خاص گاه‌شمارى بوده‌اند . بديهى است تفسير يا تأويل اين موارد بايد در درجهء نخست در حوزهء احكام نجوم صورت پذيرد . بجز اين ، ساير آگاهيهايى كه دربارهء گاه‌شمارى در ادب فارسى آمده ، عموما كلياتى دربارهء نام انواع گاه‌شماريها و بعضى اركان آنها ، چون نام ماهها و روزها ، بعضى اعياد و موقعيت‌هاى ويژه و پاره‌اى اصطلاحات خاص چون كبيسه ، اشاره به هفته و روزهاى آن ، صورتهاى فلكى منطقة البروج و مانند اينهاست . آگاهيهاى صرف گاه‌شمارى ، بويژه ذكر تاريخهاى واحد در گاه‌شماريهاى گوناگون ، مانند ابيات انورى كه در آنها اطلاعات تاريخى در سه گاه‌شمارى مختلف در كنار هم آمده است ، به‌ندرت در شعر فارسى مجال ظهور يافته‌اند . انورى تاريخ واحدى را در سه گاه‌شمارى هجرى قمرى ، سلوكى و يزدگردى ذكر نموده است و بر خلاف نظر فراهانى و مدرس رضوى ، تبديل تاريخهايى كه انورى در دو بيت ذكر كرده ، صحت آنها را تأييد مىنمايد و تنها بيت سوم اين قصيده زائد به‌نظر مىآيد . واژهء تقويم در ادب فارسى عموما به معناى گاهنامه يا دفتر تقويم به كار رفته است و گاه « تقويم كهن » به هر چيز فرسوده و كهنه كه ديگر كاربرد ندارد ، اطلاق شده است . همچنين ، كاربرد تقويم در معناى بهترين زمان يا بهترين اعتدال ، تلميحى است به آيهء چهارم سورهء تين . در موارد متعدد ، شعرا بعضى اركان گاه‌شماريها يا بعضى عوامل مربوط به گاه‌شماريها را فهرست‌وار برشمرده‌اند ؛ از جمله ، مسعود سعد سلمان در چند قصيده نامهاى فارسى ميانهء ماه‌هاى سال را در گاه‌شمارى يزدگردى ، نام روزهاى ماه را در همين گاه‌شمارى و نام روزهاى هفته و ارتباط آنها را با هريك